ابو القاسم راز شيرازى

109

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

خوف عدم آمرزش معصيت ، و خوف زوال معرفت ؛ زيرا كه حقّ تعالى را مكر خفىّ است ، كه : فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ « 77 » . و بعضى از بزرگان گفته‌اند : تمام مخاوف و غموم ، واحد است ؛ و آن ، خوف و غم سلب معرفت است ، و ساير مخاوف ، در جنب او هيچ نيست ؛ زيرا كه معرفت ، اصل است و اعمال فرع ؛ خوف از اصل است ، فرع سهل است . و خوف زوال معرفت ، مىشكند پشت‌ها را ، و زرد مىكند چهره‌هاى عارفين را ، و منقطع مىكند قلوب ايشان را ، و مىگدازد كبدهاى ايشان را ، و خون مىباراند از عيون ايشان ؛ و اين ، اقصى خوفى است كه منتهى مىشود به آن ، خوف خائفين ؛ چنان‌كه از احوال « بلعم بن باعوراء » كه در زمان « موسى » ع بود ، و كرامات و آيات الهى بسيار از او ظاهر مىشد ، و هروقت نظر مىكرد ، مىديد عرش پروردگار را ، حقّ تعالى در حقّ او فرموده : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ « 78 » ؛ و نفرمود : يك آيت و كرامت به او داديم ، بلكه فرمود : داديم او را آيات خود ، و منسلخ و منزجر شد از آيات ما ، و پيشرو شد « شيطان » را ، و گرديد از گمراهان ؛ زيرا كه ميل كرد به دنيا و اهل آن ، يك دفعه ، و ترك يك حرمت كرد از يك ولىّ الهى ، سلب كرد از او ، حقّ تعالى معرفت خود را ، و گردانيد او را به منزلهء كلب ، كه : فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ « 79 » ، و واقع ساخت او را در بحر ضلال و هلاكت ابدى . آورده‌اند كه : در اوّل امر ، مىنشستند دوازده هزار متعلّم در مجلس او ، و كتابت مىكردند علوم و معارف او

--> ( 77 ) - . . . پس جز گروه زيانكاران از مكر خداى ، ايمن نمىشوند : سورهء 7 آيهء 99 ( 78 ) - ( اى رسول ما ) خبر آن‌كس ( بلعم باعور ) را كه ما آيات خود را به دو داديم و او از آنها به نافرمانى ، سر برتافت چنان‌كه شيطان او را دنبال كرد تا از گمراهان گرديد ، بر آنها ( بنى اسرائيل ) برخوان : سورهء 7 آيهء 175 ( 79 ) - . . . پس حكايت او ، حكايت سگ است . . . : سورهء 7 آيهء 176